جستجو

عبور از پارادایم موجود: وقتی مسئله باز تعریف می‌شود

جدول محتوا

#گزارش_تحلیلی_شماره_۲

در مواجهه با بحران‌های پیچیده، یکی از محدودیت‌های اصلی سیاست‌گذاری، گرفتار شدن در چارچوب تعریف اولیه مسئله است. در بسیاری از موارد، سیاست‌گذار به جای پرسش از اینکه «چگونه مسئله موجود را حل کنیم؟»، باید ابتدا بپرسد «آیا مسئله‌ای که در حال حل آن هستیم، اساساً باید وجود داشته باشد؟». این تغییر زاویه نگاه، مبنای راهکارهای خارج از پارادایم یا خارج از چارچوب است. راهکار خارج از پارادایم به معنای کنار گذاشتن واقعیت‌های فنی، اقتصادی یا اجتماعی نیست؛ بلکه به معنای بازتعریف مرزهای مسئله است. در یک رویکرد متعارف، ناترازی بنزین عمدتاً به عنوان شکاف میان تولید و مصرف دیده می‌شود؛ بنابراین پاسخ‌های رایج شامل افزایش ظرفیت پالایش، واردات بنزین، توسعه پالایشگاه‌ها یا مدیریت مصرف از طریق ابزارهای قیمتی است. در این نگاه، بنزین همچنان یک «مسئله محوری» باقی می‌ماند و سیاست‌ها حول تأمین بیشتر یا مصرف کمتر آن شکل می‌گیرند.

اما نگاه خارج از پارادایم، پرسش متفاوتی مطرح می‌کند: چگونه می‌توان شرایطی ایجاد کرد که بنزین در وهله اول به یک مسئله راهبردی تبدیل نشود؟ در این چارچوب، هدف صرفاً تأمین بنزین بیشتر یا کاهش مصرف آن نیست، بلکه کاهش وابستگی ساختاری نظام حمل‌ونقل به بنزین است. به عبارت دیگر، تفاوت میان راهکارهای متعارف و خارج از پارادایم در «محل مداخله» است. در راهکارهای متعارف، مداخله در انتهای زنجیره انجام می‌شود؛ یعنی زمانی که نیاز به بنزین ایجاد شده است، تلاش می‌شود که  از تامین آن ایجاد اطمینان شود. اما در راهکارهای خارج از پارادایم، مداخله به مراحل ابتدایی‌تر منتقل می‌شود: کاهش نیاز به بنزین، کاهش نیاز به خودروی بنزین‌سوز و در نهایت کاهش نیاز به سفر و جابه‌جایی.

این نوع نگاه در ادبیات سیاست‌گذاری با مفاهیمی مانند تفکر خارج از چارچوب  (Out-of-the-box Thinking)، بازتعریف مسئله (Problem Reframing) و نوآوری گسسته یا تحول‌آفرین (Disruptive Innovation) نزدیک است. ویژگی مشترک این رویکردها آن است که به جای بهینه‌سازی سیستم موجود، امکان تغییر خود سیستم را بررسی می‌کنند. برای مثال، اگر مسئله حمل‌ونقل صرفاً «کمبود بنزین» تعریف شود، راه‌حل طبیعی افزایش تولید یا کنترل مصرف خواهد بود؛ اما اگر مسئله «وابستگی حمل‌ونقل کشور به سوخت مایع» تعریف شود، گزینه‌های جدیدی مانند تنوع‌بخشی سبد انرژی، توسعه خودروهای کم‌مصرف، برقی‌سازی، تغییر الگوی سفر، حمل‌ونقل عمومی و شهرسازی مبتنی بر کاهش سفر نیز وارد فضای سیاست‌گذاری می‌شوند.

بنابراین، راهکارهای خارج از پارادایم به معنای راهکارهای غیرواقع‌بینانه یا آرمان‌گرایانه نیستند؛ بلکه به معنای جابه‌جایی نقطه شروع تحلیل هستند. این رویکرد تلاش می‌کند قبل از پاسخ دادن به سؤال «چگونه بنزین بیشتری تولید شود یا مصرف کمتری صورت بگیرد؟»، سؤال بنیادی‌تر «چرا اقتصاد و حمل‌ونقل کشور تا این اندازه به بنزین وابسته شده است؟» را مطرح کند.

سطوح سه‌گانه راهکارهای خارج از پارادایم برای مواجهه با ناترازی بنزین

اولین سطح، نزدیک‌ترین سطح به مسئله موجود است. در این سطح، فرض می‌شود که ساختار فعلی حمل‌ونقل و مالکیت خودرو همچنان وجود دارد، اما وابستگی آن به بنزین کاهش پیدا می‌کند. در این رویکرد، هدف جایگزین کردن یک سوخت یا فناوری به جای بنزین است؛ به گونه‌ای که خودروهای موجود یا خودروهای آینده بتوانند با انرژی‌های متنوع‌تری فعالیت کنند. تنوع‌بخشی به سبد سوخت، توسعه CNG و LPG، افزایش سهم خودروهای هیبریدی و توسعه خودروهای برقی در این دسته قرار می‌گیرند. مزیت اصلی این سطح آن است که بدون نیاز به تغییرات گسترده در رفتار اجتماعی یا زیرساخت‌های شهری، می‌تواند وابستگی مستقیم به بنزین را کاهش دهد. برای کشوری مانند ایران که از یک سو با مصرف بالای بنزین و از سوی دیگر با ظرفیت‌های قابل توجه گازی مواجه است، این مسیر از نظر فنی و اقتصادی اهمیت ویژه‌ای دارد. با این حال، محدودیت این سطح آن است که همچنان «خودرو» و «سفر با خودرو شخصی» را به عنوان جزء ثابت سیستم حفظ می‌کند. بنابراین، اگرچه می‌تواند فشار کوتاه‌مدت بر بازار بنزین را کاهش دهد، اما به تنهایی مسئله وابستگی حمل‌ونقل به سوخت را حل نمی‌کند.

سطح دوم یک گام عمیق‌تر از جایگزینی سوخت است. در این سطح، سؤال تغییر می‌کند: آیا اساساً همه جابه‌جایی‌ها باید با خودرو شخصی انجام شود؟ در این رویکرد، تمرکز از «نوع انرژی مصرفی خودرو» به «نوع سیستم حمل‌ونقل» منتقل می‌شود. توسعه حمل‌ونقل عمومی، افزایش سهم مترو و اتوبوس، توسعه حمل‌ونقل ریلی، ایجاد مسیرهای امن دوچرخه و پیاده‌راه‌ها و همچنین سیاست‌های کاهش استفاده از خودرو شخصی در این سطح قرار می‌گیرند. تفاوت این سطح با سطح اول آن است که دیگر صرفاً تلاش نمی‌شود خودروی بنزینی با خودروی کم‌مصرف‌تر یا هیبریدی جایگزین شود؛ بلکه تلاش می‌شود تعداد سفرهایی که نیازمند استفاده از خودرو هستند کاهش یابد. رای مثال، جایگزینی یک خودروی بنزینی با یک خودروی هیبریدی ممکن است مصرف سوخت هر خودرو را کاهش دهد، اما توسعه یک شبکه حمل‌ونقل عمومی کارآمد می‌تواند اساساً تعداد خودروهای موردنیاز و میزان سفرهای خودرویی را کاهش دهد.

بنیادی‌ترین سطح راهکار خارج از پارادایم، کاهش نیاز به جابه‌جایی است. در این سطح، مسئله حمل‌ونقل نه به عنوان یک نیاز ثابت، بلکه به عنوان نتیجه‌ای از نحوه سازمان‌یافتگی اقتصاد، شهر و خدمات عمومی بررسی می‌شود. بخش قابل توجهی از سفرهای روزانه، ناشی از فاصله میان محل سکونت، محل کار، مراکز آموزشی، خدمات درمانی و مراکز خرید است. بنابراین، سیاست‌هایی مانند توسعه شهرهای فشرده، شهر هوشمند، ارائه خدمات دیجیتال، دورکاری، دولت الکترونیک و توزیع متوازن خدمات شهری می‌توانند نیاز به سفرهای غیرضروری را کاهش دهند. در این سطح، هدف دیگر صرفاً کاهش مصرف بنزین نیست؛ بلکه بازطراحی شرایطی است که اساساً تقاضای سفر کمتر ایجاد شود. به عبارت دیگر، پرسش‌های اصلی در هر سطح به صورت زیر است:

  • سطح اول: چگونه همان خودرو را با بنزین کمتر حرکت دهیم؟
  • سطح دوم: چگونه تعداد سفرهای خودرویی را کاهش دهیم؟
  • در سطح سوم: چگونه شرایطی ایجاد کنیم که برخی سفرها اصلاً ایجاد نشوند؟

سه سطح فوق نشان می‌دهد که راهکارهای خارج از پارادایم دارای یک سلسله‌مراتب هستند. با حرکت از سطح اول به سطح سوم، فاصله از مسئله مستقیم بنزین بیشتر و میزان تغییر در ساختارهای اقتصادی و اجتماعی بیشتر می‌شود. در نتیجه، سیاست‌گذاری موفق نیازمند ترکیبی از هر سه سطح است: اقدام‌های سریع برای کاهش وابستگی سوختی در کوتاه‌مدت، اصلاح نظام حمل‌ونقل در میان‌مدت و بازطراحی الگوی توسعه شهری و اقتصادی در بلندمدت.

کاهش نیاز به بنزین به عنوان سوخت خودرو

اولین سطح در اقدامات خارج از پارادایم، تنوع‌بخشی به سبد سوخت مصرفي است كه اتکا به سوختي خاص در بخش حمل­ونقل را از بین ببرد. در ایران با توجه به ذخایر عظیم گاز طبیعي، انتخاب سي.ان. جي و ال­پی­جی به‌عنوان سوخت جانشین بنزین از نظر متناسب بودن با مشخصات فنی موتورهای احتراق داخلی و هم‌چنین قیمت پایین، توجیه‌پذیر شده است.

طبق آمار اتحادیه سراسری سوخت‌های جایگزین، هم‌اکنون ظرفیت مصرف سی‌ان‌جی در کشور روزانه ۴۵ میلیون مترمکعب بوده که حداقل ۲۱.۵ میلیون مترمکعب آن بلااستفاده رها شده است و در خلأ سیاست حمایتی فقط ۲۳.۵ میلیون مترمکعب آن مصرف می‌شود. به دنبال اصلاح نرخ سوم قیمت بنزین در شهریورماه، مدیر امور انرژی سازمان برنامه و بودجه اعلام نمود که کاهش مصرف بنزین از طریق مهاجرت به سی‌ان‌جی بین ۲ تا سه میلیون لیتر در روز تخمین زده می‌شود. هم‌چنین هر لیتر بنزین معادل یک مترمکعب گاز است و با این روش، حدود دو تا سه میلیون مکعب گاز به تقاضای کنونی اضافه می‌شود که زیرساخت‌های مربوط به این تغییر در جایگاه‌ها آماده بوده و فقط اجرای نرخ سوم بنزین می‌تواند به بهبود الگوی مصرف کمک کند.

کشور ایران به ویژه در زمستان دچار مشکلی ناترازی گاز طبیعی است؛ اما تولید گاز مایع آن روبه‌رشد است و با بهره‌برداری از پارس جنوبی، اکنون سالانه بیش از 13 میلیون تن گازمایع تولید می­کند. مصرف اصلی داخلی گازمایع ایران مصارف خانگی و تجاری است. مقصد صادرات گازمایع ایران نیز عمدتأ کشورهای چین و اندونزی بوده­اند. گازمایع (LPG) به عنوان یکی از فرآورده­های نفتی و گازی و تکمیل کننده زنجیره ارزش صنعت نفت وگاز است که نیاز است موارد مصرف مناسب و سود ده آن مورد بررسی قرارگرفته و به اجرا درآید. اکنون 25 کشور دنیا به طور گسترده از این سوخت در ناوگان حمل و نقل خود بهره می­گیرند. ترکیه، روسیه، کره جنوبی و لهستان به ترتیب کشورهایی هستند که بیش­ترین مقدار مصرف سالانه گازمایع را در خودروهای خود دارند. در سال 2019 مقدار 27.1 میلیون تن گازمایع به عنوان سوخت در تعداد 27.8 میلیون خودور مصرف شده است. در صورت افزودن سالانه 3 میلیون تن از ال­پی­جی کشور به ناوگان حمل­و­نقل کشور و جایگزینی آن با خودروهای بنزین سوز، می­توان از واردات روزانه 12.5 میلیون لیتر بنزین جلوگیری نمود که با توجه به اختلاف قیمت حداقل 150 دلاری بنزین و ال­پی­جی به ازای هر تن، می­توان علاوه بر تنوع بخشی به سبد سوخت کشور و همچنین جلوگیری از خروج ارز، از صرفه اقتصادی حدود 500 میلیون دلاری آن نیز بهره برد.

علاوه بر متنوع‌سازی سبد سوخت، استفاده از فناوری‌هایی که مصرف سوخت را بسیار کاهش می‌دهد نیز یکی از راهکارهای کاهش نیاز به بنزین است. به عنوان مثال، توسعه خودروهای هیبریدی یکی از الزامات برنامه هفتم توسعه است بطوری که در پایان برنامه مقرر شده است 500 هزار خودرو هیبریدی سالانه وارد بازار مصرف شود یا با خودروهای موجود جایگزین و نوسازی شود. برآورد می‌شود، در صورت جایگزینی خودروهای فرسوده سواری شخصی و تاکسی با خودرو هیبریدی، نزدیک به 6 میلیون لیتر در روز مصرف بنزین کاسته خواهد شد.

در گزارش‌های بعدی به راهکارهای سطح دوم و سوم پرداخته خواهد شد.

لینک کوتاه:
http://hitghtech.dahacenter.ir/?p=6075
کپی کنید کپی شد!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *