1- ترازنامه هیدروکربوری و هدررفت گازهای همراه نفت
آمارهای رسمی بینالمللی در سالهای اخیر، بر ضرورت مهار اتلاف منابع هیدروکربوری در صنایع بالادستی نفت و گاز ایران صحه میگذارند. بر اساس گزارش سال ۲۰۲۵ بانک جهانی در خصوص ردیابی جهانی گازهای مشعل (منتشر شده در ژوئیه ۲۰۲۵)، حجم کل فلرسوزی در سراسر جهان در سال ۲۰۲۴، با ۲ درصد افزایش نسبت به سال قبل، به ۱۵۱ میلیارد مترمکعب رسیده که بالاترین میزان ثبتشده از سال ۲۰۰۷ به شمار میرود (شکل 1). در این میان، ایران به همراه روسیه و عراق، در صدر کشورهای دارنده بیشترین حجم فلرسوزی جهان قرار گرفته و حدود ۲۵ درصد از حجم کل گازهای مشعل دنیا را به خود اختصاص دادهاند (شکل 2). یافتههای بانک جهانی نشان میدهد که فلرسوزی در کشور در سال ۲۰۲۴، با رشد ۱۲ درصدی مواجه بوده که رابطه مستقیمی با صعود میزان تولید نفت خام و عدم سرمایهگذاری متناسب در زیرساختهای بازیابی گازهای همراه دارد [1].


در سطح داخلی، حجم سالانه گازهای مشعل سوزاندهشده در ایران به حدود ۱۶.۴ میلیارد مترمکعب میرسد. این اتلاف عظیم انرژی، معادل کل حجم صادرات گاز طبیعی کشور و یا ظرفیت تولید گاز خام از حدود دو فاز استاندارد میدان مشترک پارس جنوبی است. از منظر موازنه روزانه، حدود ۴۵ میلیون مترمکعب گاز همراه نفت در فلرهای کشور سوزانده میشود که معادل ۶۰ تا ۶۵ درصد از کل مصرف گاز واحدهای پتروشیمی سراسر کشور است [2]. ارزیابی ترازنامه هیدروکربوری سال ۱۴۰۰ نشان میدهد که شرکت ملی نفت، با روزانه ۴۱.۷ میلیون مترمکعب، و شرکت ملی گاز، با روزانه ۸.۸ میلیون مترمکعب، کانونهای اصلی فلرینگ کشور بودهاند [3]. بخش عمدهای از این فلرسوزیها در محدوده عملیاتی میدانهای نفتی استان خوزستان متمرکز است؛ جایی که از مجموع ۳۷۸ فلر فعال، ۳۵۰ فلر روزانه ۷۰۰ میلیون فوت مکعب گاز را میسوزانند. این هدررفت ساختاری در شرایطی رخ میدهد که اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۴، به دلیل چالشهای چندگانه، بحرانهای منطقهای و به ویژه کمبود شدید آب و انرژی، انقباضی ۲.۷ درصدی را در تولید ناخالص داخلی (GDP) تجربه کرده است. از این رو، مهار گازهای فلر، یک الزام حیاتی برای جبران کسری تراز انرژی و احیای رشد اقتصادی کشور است [4].

2- بررسی عملیاتی پروژههای جمعآوری گازهای مشعل در شرق کارون
شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب با پایش و بهرهبرداری از ۶۱ مخزن نفتی خشکی، ۷۵ درصد نفت خام و حدود ۱۰ درصد گاز کشور را تولید میکند. با ورود مخازن به نیمه دوم عمر خود، صیانت از منابع و مهار گازهای همراه به اولویتی راهبردی تبدیل شده است [5]. پروژههای جمعآوری گازهای مشعل در شرق رودخانه کارون به شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب (با مشارکت هلدینگ پتروشیمی خلیج فارس و پتروشیمی مارون) واگذار شده و مهار فلرهای غرب کارون به شرکت نفت و گاز اروندان اختصاص یافته است [6].
2-1-طرح بهسازی و احداث تأسیسات جمعآوری گازهای مشعل بیدبلند خلیج فارس
این طرح عظیم ملی با هدف جلوگیری از سوختن روزانه ۶۷۰ میلیون فوت مکعب گاز همراه نفت و استفاده از آن به عنوان خوراک پالایشگاه گاز بیدبلند خلیج فارس طراحی شده است [7]. ساختار اجرایی این طرح از ۳۳ زیرپروژه کلیدی تشکیل شده که شامل ۵ پروژه پیشتراکم، ۱۰ پروژه جمعآوری گازهای مشعل، ۱۲ پروژه بهسازی تأسیسات و ۵ پروژه مشترک است [8].
بر اساس آخرین ارزیابیهای فیزیکی در سال ۱۴۰۴-۱۴۰۵، پیشرفت فیزیکی کل طرح به ۷۱ درصد رسیده است [7]. زیرساختهای کلیدی، از جمله واحدهای پیشتراکم گاز در کارخانههای NGL 900 و NGL 1000، پستهای برق پیشتراکم و ایستگاه جدید تزریق گاز گچساران، به طور کامل به بهرهبرداری رسیدهاند. یکی از درخشانترین بخشهای این طرح، واحد نمزدایی و فشارافزایی رگسفید ۱ با ظرفیت دریافت روزانه ۱۴۵ میلیون فوت مکعب گازهای همراه است2. با راهاندازی پایدار ردیف سوم کمپرسور این واحد، ظرفیت ارسال گاز به پالایشگاه بیدبلند از ۸۰ میلیون به بیش از ۱۲۰ میلیون فوت مکعب در روز افزایش یافته است [9]. در مجموع، از ۵۹ مشعل هدفگذاریشده در این طرح، تاکنون ۱۱ مشعل خاموش شده و روزانه ۱۲۰ میلیون فوت مکعب به خوراک ورودی بیدبلند اضافه گردیده است. خاموش کردن ۱۰ مشعل دیگر برای پایان سال ۱۴۰۴-۱۴۰۵ برنامهریزی شده و پیشبینی میشود کل طرح با حجم سرمایهگذاری ۱.۴ میلیارد دلار تا پایان سال ۱۴۰۶ تکمیل شود [7].
2-2- طرح جمعآوری گازهای مشعل پتروشیمی مارون
شرکت پتروشیمی مارون سرمایهگذاری در ۸ پروژه فرعی را به منظور مهار گازهای مشعل واحدهای بهرهبرداری نفت و گاز کارون و مارون بر عهده دارد. این طرح با حجم سرمایهگذاری ۱۶۷ میلیون دلار طراحی شده و با هدف جمعآوری روزانه ۲۴۹ میلیون فوت مکعب گازهای همراه و تبدیل آنها به خوراک مجتمع پتروشیمی مارون در حال اجرا است [10]. پیشرفت فیزیکی کلی پروژههای مارون تا اواخر سال ۱۴۰۴ حدود ۷۴ درصد گزارش شده است. این طرح شامل تأمین و نصب ۴ دستگاه توربین TB-4000 جهت کارخانههای NGL 700 و NGL 800 و بهینهسازی ایستگاههای تقویت فشار آماک (AMAK) است [11].
3- گذار به انجیالها (NGL) و تحلیل فنی ابرپروژه NGL 3100 دهلران
احداث کارخانههای گاز و گاز مایع (NGL)، به عنوان ستون فقرات زنجیره ارزش گازهای همراه کشور، در دستور کار قرار دارد. در این میان، پروژههای NGL 3200 با پیشرفت فیزیکی ۹۶ درصد و NGL خارک با پیشرفت فیزیکی ۷۳ درصد، روند تکمیلی خود را طی میکنند [12]. اما شاخصترین دستاورد فنی اخیر، افتتاح رسمی ابرپروژه NGL 3100 دهلران در ۳۰ مرداد سال ۱۴۰۴ است که پس از ۱۳ سال تأخیر تاریخی، سرانجام به مدار تولید پیوست.
مجموع سرمایهگذاری انجامشده در احداث این پالایشگاه، نیروگاه برق صبا دهلران، ایستگاههای تقویت فشار چشمهخوش و دهلران و بیش از ۳۵۰ کیلومتر خطوط لوله خوراک و محصول، بالغ بر ۱.۶ میلیارد دلار است. این پروژه با هدف جمعآوری روزانه ۲۴۰ میلیون فوت مکعب گازهای همراه میادین چشمهخوش، پایدار، دهلران، دانان و آذر طراحی شده است [13]. خروجیهای این ابرپروژه عبارتاند از:
- تولید سالانه ۱.۰۵۵ میلیون تن محصول ارزشمند C+2 به عنوان خوراک اصلی پتروشیمی دهلران؛
- تزریق روزانه ۱۵۳ میلیون فوت مکعب گاز طبیعی شیرین (متان) به شبکه سراسری گاز کشور؛
- تولید روزانه ۸۵۰ بشکه میعانات گازی تصفیهشده جهت انتقال به تأسیسات چشمهخوش؛
- تولید روزانه ۳۴۵ تن گوگرد گرانولهشده صادراتی.
راهاندازی این ابرپروژه، علاوه بر حذف آلایندگی هوا و توقف بارانهای اسیدی در ایلام و دهلران، ظرفیت ارزآوری سالانه ۳۰۰ میلیون دلاری را در ظرفیت اسمی به همراه دارد که در فاز فعلی، با تأمین نیمی از خوراک اسمی، درآمد سالانه ۱۵۰ میلیون دلار را ثبت کرده است [13,14].
4- ناترازی فصلی گاز و نقش مهار فلر در پایداری زنجیره پتروشیمی
کشور سالهاست با مشکل ناترازی عمیق گاز طبیعی در فصل زمستان روبهروست. میانگین ناترازی روزانه گاز کشور از ۱۵۵ میلیون مترمکعب در سال ۱۳۹۹ به ۱۷۴ میلیون مترمکعب در سال ۱۴۰۱ رسیده و در ماههای سرد سال، با اوجگیری مصرف بخش خانگی، کسری گاز از مرز ۳۰۰ میلیون مترمکعب در روز (معادل ۴۰ درصد کل تولید کشور) فراتر میرود [15]. بر اساس اظهارات رسمی در ابتدای سال ۱۴۰۵، عبور از این بحران نیازمند سناریوهای عملیاتی فوری در استانها با هدف حفظ پایداری شبکه گاز است [16].
این ناترازی شدید، دولت را ناگزیر به قطع گاز یا اعمال محدودیت بر صنایع راهبردی میکند. اعمال محدودیت ۵۵ درصدی بر گاز صنایع در فصول سرد، زیانی معادل ۱۳۰ هزار میلیارد تومان (حدود ۵ میلیارد دلار) به همراه داشته است [15]. در بخش پتروشیمی، واحدهایی که از گاز طبیعی به عنوان خوراک استفاده میکنند، با افت تولید ۱۵ تا ۲۵ درصدی مواجه شدهاند [17]. در چنین بستری، جمعآوری گازهای مشعل و هدایت آنها به مجتمعهای پتروشیمی، کارآمدترین راهکار غیرقیمتی برای تأمین خوراک پایدار پتروشیمیها، بدون نیاز به حفر چاههای جدید گازی است.
یک نمونه همافزایی موفق، راهاندازی خط لوله انتقال خوراک اتان از پالایشگاه بیدبلند خلیج فارس به پتروشیمی گچساران است. این خط لوله ۹۰ کیلومتری با ظرفیت انتقال سالانه ۱.۳ میلیون تن اتان [18] خوراک اصلی پتروشیمی ۱.۳ میلیارد دلاری گچساران را تأمین کرده و مانع از راکد ماندن این سرمایه ملی بزرگ شده است [19].
5- رگولاتوری، سرمایهگذاری و تأمین مالی سازمان برنامه و بودجه
بررسی عملکرد برنامههای پیشین نشاندهنده ناکامی در مهار فلرسوزی است؛ در طول برنامه ششم، با وجود مکلف بودن دولت به مهار ۹۰ درصد گازهای مشعل، در عمل به دلیل عدم جذابیت مالی پروژهها و نبود رویکردهای تنبیهی کارآمد، تنها حدود ۵ درصد از اهداف برنامه محقق شد. برای تحول در این نظام انگیزشی، سازمان برنامه و بودجه در برنامه هفتم پیشرفت (۱۴۰۳–۱۴۰۷) چارچوب جدیدی پایهریزی کرده است. مطابق جدول سنجههای عملکردی ماده ۴۲ قانون برنامه هفتم، وزارت نفت مکلف شده است ظرفیت جمعآوری گازهای مشعل را تا سال ۱۴۰۷ به ۱۶ میلیارد مترمکعب در سال برساند [20]. سیاستگذاری مالی برای تحقق این اهداف بر دو محور استوار است:
1. محدودیت شدید منابع دولتی و گذار به روشهای غیربودجهای
بر اساس ماده 10، بند ۶ قانون برنامه هفتم پیشرفت، هرگونه استفاده دولت و شرکتهای دولتی از منابع شبکه بانکی ممنوع بوده و صرفاً باید در قالب تحویل اوراق مالی اسلامی قابل معامله در بازار سرمایه به مؤسسات اعتباری صورت گیرد. این محدودیت شدید قانونی، شرکت ملی نفت را از دریافت وامهای سنتی محروم ساخته است. در نتیجه، مدل تأمین مالی پروژهها کاملاً به سمت هلدینگهای پتروشیمی، بخش خصوصی و صندوق توسعه ملی سوق داده شده است [12]. نمونه برجسته این رویکرد، قراردادهای مدل EPCC (طراحی، خرید، ساخت و تأمین مالی) توسط نهادهای غیردولتی و بخش خصوصی در پروژه NGL 3100 است [14].
2. پیادهسازی جریمههای مالی فلرسوزی
مطابق قانون برنامه هفتم، وزارت نفت با جریمههای مالی مستقیم مواجه شده است. بر اساس آییننامه اجرایی بند (ث) ماده (۴۶) قانون برنامه هفتم پیشرفت (مصوب آبان ۱۴۰۳)، دبیرخانه هیئت عالی نظارت بر منابع نفتی مستقر در سازمان برنامه و بودجه کشور، مسئول پایش و محاسبه جرایم فلرسوزی است [21]. فرمول محاسباتی این جریمهها بر پایه قیمت وزنی صادراتی گاز طبیعی و برق استوار است. بر اساس پیگیریهای کمیسیون اصل ۹۰ مجلس، این جرایم به جای خزانه عمومی، مستقیماً به پروژههای بهینهسازی مصرف سوخت و تأمین تجهیزات جمعآوری گازهای مشعل شرکتهای تابعه وزارت نفت اختصاص مییابد تا انگیزه کافی برای شتابدهی به پیشرفت فیزیکی پروژهها ایجاد شود [22].
6- مطالعه بازار هیدروکربوری با رویکرد خلق ثروت از هیچ
مفهوم «خلق ثروت از هیچ» در زنجیره ارزش گازهای فلر، بر تبدیل یک دارایی با ارزش اقتصادی صفر (یا منفی به دلیل عوارض محیطزیستی) به یک محصول با ارزش افزوده بالا تکیه دارد. سه بازار کلیدی در این رویکرد شناسایی شده است:
1. بازار واگذاری گاز با قیمت پایه صفر
شرکت ملی نفت ایران بستهای معادل روزانه ۷۰۰ میلیون فوت مکعب گاز مشعل را در قالب ۳۵ بسته مجزا، با قیمت پایه صفر، در مزایدههای عمومی به بخش خصوصی واگذار میکند تا احداث واحدهای مینی-انجیال (Mini-NGL) توجیهپذیر شود [12].
2-تولید برق محلی و استخراج رمزارز برای بیاثر کردن تحریمها
در میادین دورافتاده که احداث خط لوله اقتصادی نیست، رویکرد خلق ثروت بر احداث نیروگاههای کوچکمقیاس گازی در کنار تأسیسات فلر و اتصال مستقیم برق آنها به مزارع استخراج رمزارز تکیه دارد. این فرآیند با تولید داراییهای دیجیتال با نقدشوندگی بینالمللی، راهکاری هوشمندانه برای دور زدن تحریمهای بانکی است [23].
3-تجاریسازی هیدروکربنهای سنگین تفکیکشده (C+2)
هیدروکربن سنگین C+2 که از سوختن گاز همراه به دست میآید، در کارخانه NGL 3100 دهلران با قیمت حدود ۳۰۰ دلار به ازای هر تن به فروش میرسد [13]. این واحد در ظرفیت اسمی، سالانه ۱.۰۵۵ میلیون تن فرآورده تولید میکند که پتانسیل کسب درآمد ارزی سالانه بالغ بر ۳۰۰ میلیون دلار را دارد [14]. حتی در شرایط فعلی که نیمی از خوراک تأمین میشود، درآمد ارزی سالانه معادل ۱۵۰ میلیون دلار است که مستقیماً از سوختن مشعلها نجات یافته است [13]

7- نتیجهگیری و پیشنهادهای راهبردی
زنجیره ارزش گازهای فلر در ایران، از یک چالش حاد زیستمحیطی به یک شاهراه حیاتی برای حفظ تراز انرژی کشور و تأمین خوراک پایدار صنایع پاییندستی تبدیل شده است. برای شتابدهی به پیشرفت فیزیکی این پروژهها تحت نظارت سازمان برنامه و بودجه، راهبردهای زیر پیشنهاد میشود:
-
توسعه ابزارهای بدهی ارزی اختصاصی
با توجه به محدودیت دریافت وامهای سنتی بانکی بر اساس ماده 10، بند ۶ برنامه هفتم پیشرفت، سازمان برنامه و بودجه باید انتشار اوراق مالی اسلامی ارزی (صکوک منفعت یا مرابحه ارزی) را جهت تأمین مالی پروژههای مهار فلر تسهیل کند.
-
پویایی نرخ جریمههای فلرسوزی
آییننامه اجرایی بند (ث) ماده (۴۶) باید به گونهای اصلاح شود که نرخ جریمه متناسب با قیمت وزنی صادراتی گاز نوسان کند تا انگیزه مهار گاز در شرکتهای بالادستی همواره برقرار باشد.
-
توسعه هماهنگ زنجیره ارزش NGL به پتروشیمی
توسعه موفق خطوط انتقال، نظیر بیدبلند به گچساران، و راهاندازی سریع فازهای بعدی NGL 3100 دهلران باید تداوم یابد تا ریسک ناترازی خوراک صنایع در زمستان به طور ساختاری به حداقل برسد.
منابع
[1] https://library.edf.org/AssetLink/ot7pg7bs0s0154a84m33si2p31t34661.pdf
[2] https://www.shana.ir/news/656873
[3] https://report.mrc.ir/article_9728_1e65040d77567934e4ffed55c656a3cc.pdf
[4] https://irannewspaper.ir/8584/7/103814
[5] https://padidehjonoob.ir/?p=34386
[6] https://newspaper.hamshahrionline.ir/id/253724/
[7] https://energypress.ir/?p=32247
[8] https://pgpic.ir
[10] https://fararu.com/fa/news/643039/
[11] https://www.tarhopalayesh.com/projects/
[12] https://eghtesadnegar.com/?p=32573
[13] https://www.tabnak.ir/005YQ3
[14] https://www.oiecgroup.com
[15] https://www.yjc.ir/00c0EU
[16] https://borna.news/009pmV
[17] https://nabzebaazaar.com/000xFM
[18] isna.ir/xdNWG3
[19] https://tejaratgardan.ir/?p=252095
[20] https://davoudabadi.ir/page/9428076/
[21] https://rc.majlis.ir/en/law/show/1821959
[22] khoozna.ir/view/213757/
[23] mehrnews.com/x38L7d